چگونه کودکان را دوزبانه کنیم؟ تفاوت بین یادگیری و فراگیری زبان دوم


دقت کردین کودکان خیلی سریع تر و راحت تر زبان را در مقایسه با بزرگسالان یاد می گیرن! فکر میکنید چرا؟ یا اینکه چرا برخی آدم ها یک زبان را کاملا می فهمند اما از صحبت کردن با آن ناتوان هستند؟ برای پاسخ به این سوال ها درک دو مفهوم مهم “فراگیری زبان” و “یادگیری زبان” ضروری است. در این مقاله مفهوم “فراگیری زبان” را تعریف می کنیم و تفاوت های عمده آن را با “یادگیری زبان” شرح می دهیم. همچنین بهترین روش آموزش زبان به کودکان و بزرگسالان را بر اساس تفاوت های فراگیری زبان و یادگیری زبان توضیح خواهیم داد.
فراگیری زبان و یادگیری زبان
فراگیری زبان و یادگیری زبان دو مفهوم و پدیده به هم مرتبط هستند اما به هیچ عنوان مترادف و هم معنی نیستند و نمی توان آن ها را به جای هم به کار برد.
یادگیری زبان، به طور خلاصه، به تلاش آگاهانه زبان آموز برای یادگیری یک زبان جدید اشاره دارد که اغلب از طریق مطالعه قوانین دستوری و واژگان آن انجام میشود. از سوی دیگر، فراگیری زبان برای زبان آموز فرآیندی ناخودآگاه است، شبیه به نحوه یادگیری طبیعی زبان اول توسط کودک.
برای درک تفاوت بین فراگیری زبان و یادگیری زبان، جزئیات مربوط به هر کدام، شباهتهایشان و اینکه آیا این دو اصطلاح یکسان هستند یا کاملاً متفاوت، توضیح داده میشود. همچنین خواهید دید که کدام روش برای یاد دادن زبان دوم به کودک و یا پرورش کودک در یک محیط دوزبانه مناسب تر است.
فراگیری زبان
فراگیری زبان فرآیندی طبیعی و ناخودآگاه است که زبان آموزان به ویژه کودکان، از طریق قرار گرفتن در معرض زبان و استفاده از آن بدون آموزش رسمی، زبان را کسب میکنند. این روش شبیه یادگیری زبان مادری است و بر تعامل روزمره و غوطهور شدن کامل زبان آموز در محیط زبانی تکیه دارد. در این فرآیند فراگیری زبان بدون تمرکز آگاهانه بر قواعد زبانی اتفاق می افتد.
به عنوان مثال در فراگیری زبان به زبان آموز، قواعد نحو یا واج شناختی زبان آموزش داده نمی شود و در نهایت زبان آموز علی رغم مهارت در زبان هدف، هیچ گونه اطلاعات خودآگاهی در مورد ساختارهای نحوی مثل فعل و فاعل و انواع جملات و دیگر قواعد زبانی نخواهد داشت. به تعبیری این گونه موارد به زبان آموز آموزش داده نخواهد شد. در فراگیری زبان زبان آموز تنها در محیط زبانی غوطه ور می شود و زبان را می شنود و از طریق شنیدن و تقلید و تکرار زبان را فرا خواهد گرفت.
فرآیند فراگیری زبان کاملا ناخودآگاه و بدون آموزش رسمی خواهد بود. به همین دلیل فراگیری زبان معمولا پروسه ای خوشایند و جالب و لذت بخش خواهد بود. در این فرآیند زبان آموز از نزدیک با فرهنگ و زبان جدید آشنا می شود و هر تعامل زبانی جدید نوعی پاداش بوده و به فرد انگیزه بیشتری می دهد. معمولا فراگیری زبان در محیط زبانی بر رفع نیازهای ارتباطی استوار است و این مساله فراگیری زبان را تسریع می کند.
کودکانی که در محیط ها و خانوادههای چندزبانه بزرگ میشوند، همزمان می توان آن ها را در معرض چند زبان قرار داد. زبان آموزا ها این زبانها را از طریق فراگیری طبیعی به دست میآورند. در این شرایط نسز زبان آموز آنچه را که میشنود تکرار و حفظ میکند، بدون اینکه قواعد گرامری یا الگوهای زبانی برای او توضیح داده شود، یا مفاهیم انتزاعی آموزش داده شود.
در فرآیند فراگیری زبان، نیازی به آموزش مستقیم زبان و توضیح نحوه عملکرد آن به زبان آموز نیست. والدین یا افراد پیرامون زبان آموز با ارتباط کلامی و اشارات و زبان بدن به زبان آموز نشان میدهند چگونه صحبت کنند. آنها عبارات، اصطلاحات و جملات را در موقعیت ها و محیط های تعاملی واقعی به طور منظم برای زبان آموز تکرار میکنند و به مرور زمان، زبان آموز آن ها را فرا می گیرد. معمولا در فراگیری زبان، نیازی به آموزش نوشتن یا خواندن زبان نیست. در این فرآیند گفتار کاملا مقدن بر نوشتن و خواندن است.
مغز انسان به شکل ذاتی به بهترین شکل ممکن با فرآیند فراگیری زبان تطابق پیدا کرده و آن را لذت بخش میابد. از آن جا که فرآیند فراگیری زبان با تعامل های اجتماعی و لذت بخش واقعی در هم آمیخته هستند، مغز در سریع ترین زمان ممکن آن را به سرانجام می رساند.


یادگیری زبان
برخلاف فراگیری زبان، یادگیری زبان طبیعی و ناخودآگاه نیست. یادگیری زبان تلاش آگاهانه و عمدی برای کسب زبان است که اغلب شامل آموزش رسمی، مطالعه قواعد و تمرین ساختاریافته میشود. این رویکرد معمولاً برای زبانهای دوم استفاده میشود و بر دانش صریح گرامر و واژگان تأکید دارد. در فرآیند فراگیری زبان قبل از هر چیزی قواعد گرامر و واژه سازی به فرد آموزش داده می شود و فرد باید بر اساس این آموزه ها ساخنارهای زبانی را تمرین و تکرار کند.
یادگیری زبان با آموزش دستورالعملها به زبان آموز و توضیح مستقیم در مورد قوانین، الگوها و قواعد مختلف زبانی اتفاق میافتد. در یادگیری زبان، زبان آموزان از مفهوم یادگیری آگاه هستند و زبان را عمداً و معمولا در محیط های رسمی کلاس های آموزش و یادگیری زبان یاد میگیرند. زبان آموزان در فرآیند یادگیری زبان توسط معلمان حرفهای یا گویشوران بومی، آموزش داده میشوند. زبانآموزان با یادگیری ترتیب کلمات در جمله، یادگیری الگوها و استثنائات گرامری به هدف یادگیری زبان مقصدشان می رسند.
معمولا یادگیری زبان با آموزش خواندن و نوشتن زبان هدف به زبان آموز همراه است. اصولا بدون آموزش این موارد فرآیند یادگیری زبان ناقص خواهد بود چرا که از رهگذر همین آموزش ها، قواعد گرامر و واژگان به زبان آموز آموزش داده می شود.
مغز انسان خیلی با یادگیری زبان میانه خوبی ندارد. به همین دلیل معمولا یادگیری زبان برای زبان آموز خسته کننده و سخت است. محیط آموزشی رسمی و نبود موقعیت های اجتماعی لذت بخش در فرآیند فراگیری زبان معمولا انگیزه زبان آموز را به حداقل می رساند.
کدام روش مناسب است: فراگیری زبان یا یادگیری زبان؟
در صورت امکان فراهم کردن یک محیط زبانی طبیعی و غوطه ور کردن زبان آموز در این محیط، فراگیری زبان بهترین و آسان ترین روش برای یاد گرفتن زبان دوم است. از نظر عصب شناسی زبان فراگیری زبان حتی در افراد بزرگسال نیز قابل استفاده است، هرچند فراهم کردن محیط زبانی ممناسب برای بسیاری از زبان آموزان متقاضی یادگیری زبان دوم ممکن نیست. در این شرایط باید وضعیت هر فرد را به صورت منحصر به فرد بررسی و مسیر یادگیری زبان را برای او ترسیم کرد. برای مشاوره دوزبانگی کودکان خود و استفاده از خدمات توانبخشی کلینیک زاگرس با ما در ارتباط باشید.

بدون دیدگاه